السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
83
تفسير الميزان ( فارسي )
و نيز از آن جمله اين چند بيت است كه در دم مرگ به عنوان وصيت سروده است : اوصى بنصر النبى الخير مشهده عليا ابنى و شيخ القوم عباسا و حمزة الاسد الحامى حقيقته و جعفرا ان يذودوا دونه الناسا كونوا فدى لكم امى و ما ولدت فى نصر احمد دون الناس اتراسا « 1 » و از اين قبيل ابيات در قصائد مشهور آن جناب و وصيتها و خطبه هايش آن قدر زياد است كه اگر بخواهيم همه را در اينجا نقل كنيم كتاب طولانى مىشود . « 2 » و عمده دليل كسانى كه مىگويند ابو طالب اسلام نياورده بعضى از رواياتى است كه از طريق عامه در اين باره نقل شده ، و در قبال آن روايات اجماع اهل بيت ( ع ) و بعضى از روايات ديگر از طريق خود عامه و اشعارى كه از آن جناب نقل شده همه دلالت بر اسلام وى دارند ، تا ببينى اشخاص كدام يك از اين دو قول را اختيار نموده و كدام يك از اين دو دليل را ترجيح دهند . و در تفسير عياشى از خالد از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت شده كه فرمود : اگر مشركين به دنيا برگردند باز همان شرك را از سر خواهند گرفت ، براى اينكه اينها در اصل ملعونند . « 3 » و در همان كتاب از عثمان بن عيسى از بعضى از اصحابش از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : خداى تعالى به آب فرمود گوارا و شيرين شو تا از تو بهشتم و بندگان صالحم را خلق كنم ، و نيز به آب فرمود : شور و تلخ شو تا از تو آتشم و اهل معصيتم را بيافرينم . آن گاه اين دو آب را با خاك بياميخت و با دست راست خود قبضه اى از آن برگرفته مخلوقاتى به ريزى ذره بيافريد ، آن گاه از خود آنها عليه خودشان گواهى خواست كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ و آيا اطاعتم بر شما واجب نيست ؟ گفتند چرا . آن گاه به آتش فرمود : آتش شو ، ناگهان آتشى افروخته شد ، به آن ذرات فرمود : در آتش
--> ( 1 ) وصيت مىكنم به يارى پيغمبر نيك محضر ، پسرم على را و شيخ قوم عباس را و شير حمايت كننده حمزه را و جعفر را كه از وى در سختى دفاع كنند ، مادرم و آنچه زائيده ، فداى شما باد ، در يارى احمد در مقابل مردم سپرهايى باشيد . ( 2 ) تفسير مجمع البيان ج 3 ص 287 ( 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 359 ح 19